اي مفيد

بابا جون داد

یه توپ دارم قل قلیه
سرخ و سفید و آبیه
جای بابای خوب من
چه قد تو خونه خالیه

یه توپ دارم قل قلیه
سرخ و سفید و آبیه
می‌زنم زمین هوا میره
نمی‌دونی تا کجا میره
مامان خوب من میگه
تو آسمون اون بالاها
تا خونه‌ی خدا میره

یه توپ دارم قل قلیه
سرخ و سفید و آبیه
من این توپُ نداشتم
اما به جای این توپ
بابای خوبی داشتم

اما یه روز اومدش
که جای بابا جونم
عکسشُ روی طاقچه
تو خونه‌مون گذاشتم

یه توپ دارم قل قلیه
سرخ و سفید و آبیه
من این توپُ نداشتم
مشقامُ خوب نوشتم

یه روز توی مدرسه
وقتی معلم من
برای مشق خوبم
نمره‌ی بیست بهم داد
مامان منُ بغل کرد
یه توپ قل قلی داد

مشقی که توش نوشتم 
بابا بهم آب داد
بابا بهم نون داد
بابای قهرمانم
تو راه دین و وطن
خندید و جونشُ داد

 

به قلم زیبا محبیان در تاریخ 14 اردیبهشت 1388