اي مفيد

آی دخترجان! ای غمگین..

با توام من، آی دختر جان!
شیر دختر، ای شکوفه‌ی میوه‌دار ایل!
تیهوی شاهین شکار کُرد!
که به تاری از کمند گیسوست گیری
صد چنان سهراب یل را، آن که نتوانست
نازنین گردآفرید گرد
گرچه دانم گریه تسکین می‌دهد دردت،
لیک‌، دختر جان!
نبینم رو بگردانی به گرییدن
هی، بگردم قد و بالا، سرو بستانت!
من نمی‌خواهم ببیند دشمن بی‌رحم نامردم
قطره‌ای هم اشک وحشت پای چشمانت

آن دو آهویی که می‌دانم
که دو ببر خشمگین دارند در زنجیر مژگانت..
 

هی بگردم دخترم را، دختر با غیرتم، هم میهن کُردم!
من یقین دارم که می‌بینی
کاین زمان آبشخور ما، از چه رود بی سر و پایی‌ست؟
و کشان ما را به سوی خویش
چه لجن در ذات، دریایی‌ست؟
خوب می‌دانم، که دانی خوب
که چه بد دهری و دنیایی‌ست
با شبی چونین
در کمین ما چه بد روزی و فردایی‌ست
 

تو زنی مردانه‌ای، سالاری و از مرد هم پیشی
جامه جنست زن است، اما
درد و غیرت در تو دارد ریشه‌ای دیرین
کم مبین خود را، که از بسیار هم بیشی
گوهر غیرت گرامی دار، ای غمگین
مرد، یا سالار زن، باید بدانی این‌،
کاندرین روزان صدره تیره‌تر از شب،
اهل غیرت روزیش درد است
خواه در هر جامه، وز هر جنس،
درد قوت غالب مرد است..

مهدی اخوان ثالث

به قلم زیبا محبیان در تاریخ 15 شهریور 1392