اي مفيد

هبوط

به روی سیل گشادیم راه خانه‌ی خویش
به دست برق سپردیم آشیانه‌ی خویش
مرا چه حد که زنم بوسه آستین تو را
همین قدر تو مرانم ز آستانه‌ی خویش

«رهی معیری»




تمام شد. همیشه همین‌طور بوده. همیشه می‌برندت بهشت و برت می‌گردانند. تا بوده قصه همین بوده..
 
قصه‌ی آدم و هبوط. قصه‌ی آدم و سرگشتگی‌ها، قصه‌ی آدم و بی‌قراری‌ها، قصه‌ی آدم و دلتنگی‌هایی که تمام نمی‌شوند، هر چند.. تو نزدیک‌تر باشی از رگ گردن به او..

به قلم زیبا محبیان در تاریخ 6 خرداد 1392