اي مفيد

تا نیایی..

گاهی فکر می‌کنم این‌همه که برای حاجت‌های دنیایی نذر و نیاز می‌کنیم و دعا می‌خوانیم، اگر برای دیدن آقا و ظهور ایشان وقت می‌گذاشتیم سال‌ها قبل ظهور کرده بودند. دقت کرده‌اید بیشتر کسانی که زیارت می‌روند گره به گره نخ‌ها و تکه پارچه‌های سبز بسته شده به ضریح‌ها می‌زنند؟ طوری‌که گاهی بیشتر از ده بیست گره کور روی هم می‌خورد. دوستی داشتم هر زمان به امامزاده‌ی محل‌مان می‌رفتیم می‌ایستاد دانه دانه گره از این گره‌ها باز می‌کرد؛ بعد همان‌طور که مشغول باز کردن گره‌ها بود می‌گفت: «شاید قرار هست گره این بنده‌ی خدا به دست‌های من باز شود» و وقتی گره باز می‌شد ادامه می‌داد: «به همین سادگی!» آن‌وقت‌ من به آن گرهی که زیر همه گره‌ها مانده بود فکر می‌کردم. که بالاخره کی باز خواهد شد؟ و اگر نوبت باز شدن آن گره زودتر از بقیه برسد چه؟ مگر نه اینکه باید تمام گره‌های روی آن باز شوند تا آن گره باز شود. اما چطور؟ وعقل‌م جوابی نداشت جز اینکه بگوید: فقط یک معجزه می‌تواند این کار را انجام دهد.

آن گره اول ما که زیر تمام گره‌های زندگی‌مان مانده، غیبت آقاست. یعنی اگر آقا بیاید و آن گره باز شود، مثل یک معجزه تمام گره‌های زندگی ما باز خواهد شد. شاید هم این گره‌های بی‌شمار روی همان گره خورده و باز کردنش را مشکل کرده. اما حالا که گره‌های ما همه با ظهور آقا باز می‌شود، چه بهتر که خودمان دست به باز کردن آنها ببریم و با باز کردن‌شان موانع ظهور را کمتر کنیم. و هرچه بیشتر تلاش کنیم گره روی گره نزنیم.


تا نیایی گره از کار بشر وا نشود

_____________________________________________________
امام رضایی: هوایی گم شدن در صحن‌های حرم‌ت بودم، با این‌ها... هوایی‌تر...
حالا با این‌همه بغض و دلتنگی، چه کنم؟

به قلم زیبا محبیان در تاریخ 14 مرداد 1389